تبليغاتX
عشق و جنون و معرکه

عشق و جنون و معرکه

اگر برای دنیا یک نفری برای من تمام دنیایی میخواهمت تا همیشه

سلام عزیزانم.خوبین.چه شبای سردو پر از حس تنهایی رو داریم طی

میکنیم.میخوام امشب براتون یه فال بگیرم.امیدوارم تو فال شما هرگز از

جدایی نشونی نباشه.ممنونم که تنهام نمیذارین و با نظر دادنتون منو از

تنهایی در میارین.از سحر عزیزو ریحانه جان و محسن عزیز و تمامیه

شما ممنونم.

 

تو فال قهوت امشب بهونه ای رو دیدم

یکی میاد سراغت که از غمت بمیرم

دیدم که قهر و دوری میشه بلای جونم

تو فال تو همیشه یه بی صدا میمونم

دیدم  یه  ابر تیره شبی  میاد  سراغم

با رعدو برقی از خشم تو میری از تو یادم

میمونه یک دل پیر تو انتظاری از غم

تو حسرت تو هر شب سراغتو میگیرم

میرم سر همون  میز که فالتو  گرفتم

دوباره دوری و غم تو فالمه عزیزم

 

 

 

نوشته شده در 88/09/18ساعت 23:46 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

کاش میشد امشب یه سلام متفاوت کنم به همه شما.کاش میشد امشب دیگه

با بغض نیام

سراغ دلای مهربونتون.کاش میشد امشب همتون برسین به

آرزوهاتون.کاش کاش  

کاش ...چقدر تو گذشته گیر کردیم.چقدر دست و پا زدیم.یه آرزو

بکنم؟واسه  

همتون.واسه تویی که الان داری میخونی این تکه پاره های وجود

منو.الهی که هر چی  

میخوای از خدا بهت بده.آرزو کردن که دیگه جرم نیست برای ما حبث

کشیده های  

عاشقی.پس نترسین و آرزو کنین تا خدا هم دلش بسوزه و ماها رو به

آرزوهامون  

برسونه.اشکاتون واسه من پس دریغش نکنین.

 

 

بریز یه قطره اشکو رو گونه هام دوباره

میخوام همه بدونن دلم چه غصه داره

بزار بباره بغضت تو این شب پر از درد

گناه ما چی بوده بگو تو این شب سرد

نبینم  از  جدایی  نوشتی  تا  همیشه

یا قاب عکس منرو گذاشتی پشت شیشه

اگر که رفتم از عشق برای اون دلت بود

نخواستم از غرورم بسوزی مثل یک دود

چه حسرتی نشسته  تو تارو پوده روزام

نمونده نایی از عشق تو تک تکه نفسهام

حالا که تا همیشه شدی تو مثل رویا

منم تا روز آخر میشم یه مرد تنها

نوشته شده در 88/09/14ساعت 1:17 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

سلام.شب پاییزیه قشنگتون به خیر.میدونم زیاد با معرفت نبودم و دیر

اومدم.اما تو این روزا خیلی اتفاقات افتاد که نتونستم بیام.ریحانه و سحر

عزیز و شکیلا جان ممنونم ازتون از نانا هم متشکرم واسه اومدنش.منو

ببخشین

 

 

تا که از تاب و توان افتادم ساحل عشق تو رفت از یادم

خواب تو قصه هر روز منست تا ابد یاد تو در چشمانم

از سحر تا به شبی خفته بدم اسم زیبای تو در رویایم

اندگی صبر که این لحظه چه زود میرود ازدلو از دنیایم

خواب شیرین تو آرامش من من خودم میشوم آن فرهادت

میکنم کوه جدایی از روی تا که پنهان نشود رویایت

بغض من نم نم بارانی بود درشبی خسته از این تنهایی

کنج دیوار اتاقی تاریک لحظه آخر این رسوایی

آخرین مثنوی ام در دنیا آخرین خواهش من بود اینبار

بر سر قبر من از تنهایی شاخه معرفتی گل بگذار

 

نوشته شده در 88/09/06ساعت 21:17 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

.شب پر ستارتون به خیر.

عاشقی؟؟؟میدونی معنیه عاشقی چیه؟؟؟

عاشقی همون دو چشمیه که عمری پشت پنجره های اتاق منتظره یه دیداره محاله

عاشقی تنهاییهاته.همون قدم زدنات زیر بارون

عاشقی همون دو تا چشم خیسته که واسه اروم کردنش راهی جز دروغ گفتن به خودت

نداری.یه دروغ بزرگ.اون بر میگرده

عاشقی یعنی برگای زردو تو پاییز نگاه کردن و یاد یه حس غریبی افتادن.حس تنهایی.حس بیکسی.

عشق همون نیمکتیه که یه روزی روش میشستی و برای اونی که دوسش داشتی تمرینه

عشقبازی میگردی.همون نیمکتی که الان دیگه تنهای تنهاست

شاید عشقو فهمیده باشی اما درد دله منو چی فهمیدی؟؟؟عشق حسرت دیدار دوباره یارته.اونی که یه روزی مال تو بود و یه روزی رفت.عشق یعنی سراب .هر چقدر به یارت نزدیکتر بشی نمیرسی.

دوستان عاشق همتون رو دوست دارم و امیدوارم عاشق واقعی باشین به

دور از هر بی وفایی و دروغ.

 

منتظر ترانه های جدید من باشین و با نظر های خوبتون منو راهنمایی کنین تا درد دل شما رو بگم

با تازه ترین ترانه های خزون سبز

نوشته شده در 88/08/27ساعت 23:39 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

سلام.شب قشنگتون به خیر.چه دلایی که پشت شیشه های مه گرفته

هنوزم چشم به راهن و امیدشون دیدار دوباره یارشونه.چه دستایی که

کوتاهه از دست یار.چه چشمایی که چشم به راهه .ای خدای مهربون ای

خدای آدمای تنها ازت میخوام تا انتظار منتظرا رو تموم کنی و نذاری

عاشقا بیشتر از این غمه دوری رو بکشن.قربونه دلای عاشقتون

 

یه دستی پشت شیشه با قلب من ودا کرد

منو دوباره از این گذشته ها جدا کرد

یه دنیا یادگاری از اون توی اتاقم

تو خاطرم نشسته شاید هنوز تو خوابم

یادم نمیره اون روز که با بهونه ای سرد

تو ساز عاشقی مون جدا یی ها رو کوک کرد

همون شبی که تا صبح به التماس و خواهش

به دست و پاش نشستم سبد سبد نیایش

ولی امون از اونکه دوباره چشممون زد

تو قلب هر دو تامون گذاشته غصه و درد

هنوز تو قاب عکسم چشات شده بهاری

یادت میاد که یک عمر میگفتی بی گناهی

گناه تو گذشتن از این صدای بی جون

گذشتن از دل من یه عمره زیر بارون

یادت میاد رو ساحل شب و سحر رسوندیم

تا صبح عاشقیمون جز عاشقی ندیدیم

حالا با این همه موج نمونده رد ساحل

تمومه ارزومون ببین شده چه باطل

حالا منم با یک عمرگذشته ای هراسون

منم با این امید که میای تو زیر بارون

ولی تو دیگه رفتی از این دل شکسته

کی جای من یه روزی تو قلب تو نشسته

تو رو سپردمت من به این خدای خوبی

دعای من به راهت اگرچه خیلی دوری

 

نوشته شده در 88/08/26ساعت 0:3 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

شاید آخر لحظه ها تنها شوند

این قطار عاشقی

از میان ریلهای بی کسی

قلب ما را تا خدا بالا برد

 

باتو ام ای آشنا ای همسفر

با تو تا آخر همیشه تا ابد

هر کجا مارا بری مارا چه باک

این قطار عاشقی تا آخرت

 

ای مسافر خسته از این بی کسی

با قطار قلب من تا عاشقی

از چه میترسی که اینجا مقصد است

لحظه ای در خاطر ما هم بشین

 

هر که از ما دور ماند دور تر

هر کسی عاشق شده شد همسفر

با قطارت میروم تا شهر عشق

شاید از فرهاد هم عاشقترم

 

همچنان میرانم از ریل نگاه

تا که چشمم روشن از عشقت شود

همسفر ای همزبانم مکس کن

این قطار عاشقی

روی ریل سادگی هامان چطور

از تمام عاشقان این زمین

گویی از این قلب ما دل میبرد

 

نوشته شده در 88/08/24ساعت 0:12 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

سلام.خیلی دوستون دارم خیلی زیاد.اومدم بگم که همه شما دوستان

 

عزیز رو لینک کردم تا همیشه بهتون سر بزنم .میتونین اسم قشنگتونو

 

کنار وبلاگ ببینید.از ریحانه جان و نازگل عزیزم و هستی و پروانه و

 

خاطره و سحر و نازنین جان و شبنم و نسترن و صهبا و احمد و ازیتا

 

و مرضیه و سارا و مریم و عسل و شکیلا و شیدا جان و محسن عزیز

 

برای اومدنتون و نظرات خوبتون ممنونم.تنهام نذارین

 

این گلا تقدیم روی ماه شما عزیزانم

نوشته شده در 88/08/18ساعت 1:13 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

سلام عزیزانم خوبین.امشب بارونه قشنگی تو مشهد اومد.خیلی زیبا و

خیلی پاک.خیلی دلم گرفت که نتونستم یه شب پاییزیه بارونی کنار اونی

که دوسش داشتم راه برم و خیس شم.عزیزانم خیلی وقتا عشق سر زده

میاد و بی خبر میره.منتظرش باشین.فردا شب با ترانهه ای به نام باران

میام.همتون رو دوست دارم به اندازه قطرات بارون

 

تو این شب خزونی به یادتم دوباره

به یاد لحظه هایی که بودی چون ستاره

چه روزگار سختی که عاشقی محاله

تو قصمون شده پر از این همه بهانه

تو رفتی تا همیشه به رسم این زمونه

شاید که این قناری یه روزی باز بخونه

چه داغی توی سینه زدی تو تا همیشه

یادت میاد که گفتی که عاشقی همینه؟

حالا که رفتی از من دلم چه بی رفیقه

تو داغ این جدایی یه روزی دل میمیره

تو رو گذاشتمت من یه روزی روی دیده

ولی چه ساده رفتی به رسم عشق و کینه

خدا تو رو نگهدار که قسمتم همینه

تو انتظار دیدار یه روزی دل میمیره

 

نوشته شده در 88/08/16ساعت 23:18 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

سلام.شب زیباتون به خیر.امشب یاد اون شبی افتادم که با عشقم لب ساحل نشستیم و آتیش روشن کردیم و تا

صبح حرف زدیم.چه آرزوهایی ساختیم و برنامه ها ریختیم.شبی که تا همیشه تو یادم میمونه.شاید برای همه

شما چنین لحظاتی پیش اومده .میدونین چی میگم.عزیزان آرزو میکنم تمامه لحظات زیباتون موندگارترین

خاطره ها بشن براتون.

 

میدونم توی رویاته دوباره روی این ساحل

بشینیم با دلی خندون بخونیم از دلی غافل

هنوزم جای پاهاتو رو ساحل میشه پیدا کرد

به یادت تا ابد بود و توی این قصه مرد از درد

چه روزی بود و میمونه تو یادم با تو بودنها

کنار ساحل وحشی چه موجی زد تو این رویا

حالا عمریه این عاشق بدونه یارو همراهه

میخونه با دلی بی کس به یاد عشقش افتاده

کجا رفتی از این رویا میدونستی که میمیرم

تو موج بی کسی هاتو زدی بر روی این قلبم

حالا که دست این روزا منو از تو جدا کرده

نمیتونم بمونم من که این دنیا پر ازدرده

زدم دل رو به این دریا میمونه موج  و بی قایق

میام دنبال تو روزی که یادت رو منم عاشق

خداحافظ وجوده من که دریا روحمو دزدید

شاید رو قلب تو روزی غمه اندوهه من بارید

 

نوشته شده در 88/08/15ساعت 23:51 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

سلام.وقتی خبر دار شدم که دیگه ابجی نازگل ما نمیاد و مارو تنها گذاشته خیلی دلم گرفت.اما این روزا ابجی

ریحانه من باعث شد تا غمه دوریه نازگل عزیز رو دوشه ما دوتا بیاد و سبک تر شه.ادمای مهربون تو این

زمونه کمه اما پیدا میشه.این ترانه رو تقدیمه دل پاک ریحانه جان و تمامه شما عزیزان میکنم که منو تنها

نمیذارین

 

هنوزم بی کسی هامو رو دوشم میکشم هر شب

هنوزم بوسه هاتو من میارم خاطره این لب

صدای پاتو من بازم شنیدم رد شدی از من

ندیدی قلبه تنهامو که سنگی شد درونه تن

میذارم رو حسابه دل تمومه بی کسی هامو

چه سخت از تو بریدم دل همون روزی که رفتی تو

هزارون ساله که رفتی از این جشنه پر از ماتم

بیا روزی سر قبرم که من هم زیره این خاکم

تمومه حس خوشبختی میونه بی کسی ها مرد

بگو دستای تنهاتو کی از دستای سردم برد

شبی خونی زدی بر دل بر این تنهای آواره

قبیله مردن از این غم  تو گفتی این یه آغازه

هنوزم تا سحرگاهی میگم از داغه این ماتم

هنوزم تا هنوزه من ببین محتاجه دستاتم

قسم بر آن می نابی که دادم از شرابه عشق

تو را تنها در این دنیا فقط قلبه منه لایق

تو رو میسپارمت هر شب به دست قادره تنها

خدا حافظ عزیزه من که تو تنها شدی تنها

نوشته شده در 88/08/13ساعت 23:18 توسط خزون سبز(میثم(مهیار) )| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

سايت بهاربيست

قالب وبلاگ

FreeCod Fall Hafez